Skip to content

پژوهشگاه رويان



  Home arrow صفحه اصلی arrow بلاگ
بررسی عوارض جانبی استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی چاپ ارسال به دوست

بررسی عوارض جانبی استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی به همراه پلاکت لیز شده در درمان ناپیوستگی استخوان‌های بلند

ناپیوستگی (Nonunion) استخوان به شرایطی گفته می‌شود که دست کم 9 ماه از شکستگی استخوان گذشته باشد و طی 3 ماه هیچ نشانی از پیشرفت بهبودی در آن دیده نشود. پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند که استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی در درمان ناپیوستگی استخوان‌های بلند، عوارض ثانویه ایجاد نمی‌کند و بی‌خطر است. به منظور بررسی بی‌خطر بودن استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی به همراه پلاکت لیز شده، در درمان ناپیوستگی استخوان‌های بلند، دکتر ناصر اقدمی، دکتر نرگس لبیب‌زاده، دکتر محسن عمادالدین و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن، پس از بررسی 18 بیمار مبتلا به ناپیوستگی استخوان بلند، 7 بیمار، دارای شرایط مناسب، توسط جراح ارتوپد انتخاب شدند. به هر یک از این بیماران، در محل شکستگی، 20 میلیون سلول بنیادی مزانشیمی به همراه پلاکت لیز شده پیوند زده شد. به منظور بررسی وضعیت بیماران 1،
3، 6 و 12 ماه پس از پیوند، از موضع شکستگی تصویر X-rays گرفته شد. در این بازه زمانی، بروز عوارض جانبی ممکن نیز بررسی
گردید.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی یاخته (Cell journal) به چاپ رسیده است، نشان داد، استفاده از سلول‌های بنیادی
مزانشیمی در کنار پلاکت‌های لیز شده بی‌خطر است و پس از گذشت 12 ماه عوارض ثانویه‌ ایجاد نمی‌کند. همچنین از 7 بیمار
دریافت کننده پیوند، 4 نفر بهبود یافتند.
نتایج این پژوهش نشان می‌دهد استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی در کنار پلاکت لیز شده برای درمان ناپیوستگی استخوان
های بلند بی‌خطر است و پس از بررسی بیشتر می‌تواند به صورت بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

چهارمین فراخوان حمایت از طرح های پژوهشی بانک خون بندنا چاپ ارسال به دوست

چهارمین فراخوان حمایت از طرح های پژوهشی بانک خون بندناف رویان
شرکت فناوری بن‌یاخته‌های رویان از طرح‌های برگزیده پژوهشی و فناوری حوزه سلول‌های بنیادی با محوریت سلول بنیادی خون‌ساز، سلول‌های بنیادی بالغین، بانک سلول بنیادی خون بندناف و سلول درمانی با استفاده از سلول‌های بنیادی حمایت می‌کند.
این فراخوان شامل حمایت از طرح‌های دانشجویان دوره دکتری تخصصی (PhD)، رزیدنتی، پسا‌دکتری (Postdoc)، فلوشیپی و طرح‌های مقطع کارشناسی ارشد با محورهای زیر است:
سلول‌های بنیادی خونساز
بانک سلول بنیادی خون بندناف و بالغین
سلول درمانی با استفاده از سلول‌‌های بنیادی خون بندناف و سلول‌های بنیادی مزانشیم (بالغ، بندناف... )
سلول‌های بنیادی خونساز و بیماری‌های اتوایمیون
سلول‌های بنیادی خونساز و بیماری‌های قلبی،عروقی

این حمایت، شامل طرح‌های پژوهشی مصوبی است كه حداكثر یك سال از تاریخ تصویب آنها در دانشگاه مربوطه گذشته باشد.
آخرین مهلت ارسال چکیده طرح‌های پژوهشی بیست و پنجم آذرماه سال 97 است و ثبت درخواست از طریق آدرس www.rsct.ir امکان پذیر است. نتایج نهایی منتخبان در دهه فجر اعلام خواهد شد.

میزان مبلغ حمایتی از طرح‌های دوره دکتری تخصصی (PhD) و رزیدنتی مبلغ 100 میلیون ریال و طرح های دوره پسادکتری (Postdoc) و فلوشیپی مبلغ 150 میلیون ریال و میزان مبلغ حمایتی از طرح‌های کارشناسی ارشد حداکثر 50 میلیون ریال است.
جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.rsct.ir و یا www.bonyannews.ir  قسمت طرح پژوهشی مراجعه فرمایید.
نشانی دبیرخانه: تهران، بزرگراه رسالت، خیابان بنی هاشم، بعد از میدان بنی هاشم، نبش کوچه حافظ شرقی، پلاک 24

 

کشف یک نشانگر سطح سلولی جدید در سلول‌های دوپامینرژیک ج چاپ ارسال به دوست

کشف یک نشانگر سطح سلولی جدید در سلول‌های دوپامینرژیک جوان

یکی از بیماری‌های دستگاه عصبی مرکزی پارکینسون است، که بر اثر تخریب سلول‌های ترشح کننده دوپامین (سلول‌های دوپامینرژیک) مغز میانی ایجاد می‌شود. تلاش‌های فراوانی برای درمان این بیماری به‌وسیله تمایز سلول‌های بنیادی جنینی به سلول‌های ترشح‌کننده دوپامین صورت گرفته است؛ اما حضور سلول‌های بنیادی تمایز‌نیافته یا پیش‌ساز‌های تقسیم‌شونده سلول‌های عصبی کارایی و امنیت پیوند سلول‌های حاصل از تمایز را کاهش می‌دهد.
دکتر علی فتحی، دکتر مهدی میرزایی، دکتر حسینی سالکده، دکتر بهاروند و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، دانشگاه ویسکانسین، دانشگاه مکوآری و پژوهشکده علم و تکنولوژی گوانگژو کره، رده ای از سلول‌های بنیادی جنینی را با پروتئین فلورسانت سبز نشانه‌گذاری کرده‌آند که با بیان یک پروتئین خاص (Lim homeobox Transcription Factor 1 alpha) خود را نشان می‌دهد. این پروتئین به وسیله سلول‌های جوان ترشح‌کننده دوپامین طی تمایز سلول‌های پرتوان به دوپامینرژیک بیان می‌شود. سپس با شناسایی و جدا‌سازی این سلول‌ها به‌دنبال نشانگر سطحی در آن‌ها گشتند که مختص به سلول‌های مذکور باشد.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی Molecular & Cellular Proteomics به چاپ رسیده است، نشان داد در سلول‌های نشانه‌گذاری شده پروتئین‌هایی بیان می‌شوند که مختص به سلول‌های دوپامینرژیک مغز میانی هستند. بررسی پروتئین‌های بیان شده در این سلول‌ها (پروتئومیکس) نشانگر‌های سطحی ویژه‌ای را معرفی کرد که می‌توان برای خالص‌سازی سلول‌های دوپامینرژیک جوان طی تمایز آزمایشگاهی از آن‌ها استفاده کرد، از جمله PSA-NCAM و CNTN2.
برای اطمینان از صحت نتایج به‌دست‌آمده، پس از تمایز سلول‌های بنیادی جنینی به سلول‌های دوپامینرژیک، سلول‌های بیان‌کننده CNTN2 جداسازی و به مدل پارکینسون پیوند شدند. بررسی‌ها نشان دهنده بهبود وضعیت حیوان مدل و کاهش مشخصه‌های مربوط به پارکینسون بود.
این پژوهش روشی کارا برای خالص‌سازی سلول‌های دوپامینرژیک جوان حین تمایز آزمایشگاهی فراهم می‌کند که افق‌های تازه‌ای در سلول‌درمانی پارکینسون ایجاد خواهد کرد.

افزایش اثر ترمیمی سلول‌های برداشت شده از قلب بر ضایعات چاپ ارسال به دوست

افزایش اثر ترمیمی سلول‌های برداشت شده از قلب بر ضایعات قلبی به‌وسیله القاء کمبود اکسیژن

در جراحی‌های قلب، امکان نمونه‌برداری از آن وجود دارد؛ این کار از طریق عروق اصلی یا بطن چپ انجام می‌شود. به سلول‌های حاصل، سلول‌های برداشت شده از کاردیوسفر (CDCs) می‌گویند. این سلول‌ها دارای ترشحاتی هستند (در شکل اگزوزم) که بر روی ضایعات قلبی اثر ترمیمی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند استفاده از این اگزوزوم‌ها (ویزیکول های ترشحی) در نمونه‌های آزمایشگاهی جونده و خوک، بدون حضور سلول‌ها، اثر ترمیمی مشابهی ایجاد می‌کند.
همچنین پژوهش‌ها نشان داده است، نگهداری سلول‌های بنیادی در شرایط کمبود اکسیژن (هایپوکسی) باعث تولید اگزوزم‌هایی می‌شود که اثر ترمیمی بر ضایعات قلبی دارند؛ این اگزوزم‌ها محتوی میکرو RNA هایی هستند که در شرایط کمبود اکسیژن افزایش بیان یافته، با القاء رگزایی منجر به ترمیم ضایعات قلبی می‌شوند. حال پرسش این است که نگهداری CDCs ها در شرایط کمبود اکسیژن می‌تواند اثر ترمیمی اگزوزم‌های آنان را با القاء رگزایی افزایش دهد؟ به منظور پاسخ به این سوال، هلیا نمازی، الهام محیط، ناصر اقدمی، حسین بهاروند و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و انیستیتو پاستور ایران، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن سلول‌های CDCs در شرایط کمبود اکسیژن (1 درصد اکسیژن به مدت 2 روز) نگهداری و اگزوزوم‌های تولیدی آنان جمع آوری شد، و برای ایجاد لوله عروق (Tube Formation) در سلول‌های رگ بند ناف انسانی مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی Cellular Biochemistry به چاپ رسیده است، نشان داد، نگهداری سلول‌های CDCs در شرایط هایپوکسی میزان بیان میکرو RNA های القا‌کننده رگ‌زایی (miR-126, miR-130a و miR-210) در اگزوزوم‌های آنان را 2 تا 4 برابر افزایش می‌دهد.
نتایج این پژوهش نشان داد، نگهداری سلول‌های CDCs در شرایط هایپوکسی باعث افزلیش معنی‌دار اثر اگزوزم‌های آنان در بهبود ضایعات قلبی می‌شود. این بهبود به دلیل افزایش میزان بیان میکرو RNA های القا‌کننده رگ‌زایی در اگزوزم‌های آنان است.

آیا احتمال وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی در تک‌قلو‌های چاپ ارسال به دوست

آیا احتمال وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی در تک‌قلو‌های متولد شده به کمک روش‌های کمک باروری بیشتر است؟

سوالات متعددی در خصوص روش‌های کمک باروری وجود دارد. یکی از این سوالات در مورد میزان احتمال وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی است. با توجه به بیشتر بودن آمار چند‌قلوزایی در استفاده‌کنندگان از روش‌های کمک باروری و بیشتر بودن احتمال ناهنجاری‌های مادرزادی در چند‌قلو‌ها، بالاتر بودن آمار ناهنجاری‌های مادرزادی در استفاده کنندگان از روش‌های کمک باروری منطقی به‌نظر می‌رسد؛ اما در خصوص این میزان در تولد‌های تک قلو در ایران بررسی صورت نگرفته است. به منظور مقایسه میزان وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی در تولد‌های طبیعی تک قلو و تک‌قلو‌های حاصل از روش‌های کمک باروری، دکتر احمد وثوق، دکتر اشرفی، رامین مظفری کرمانی و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، موسسه تحقیقات علوم سلامت ایران و دانشگاه علوم پزشکی فسا، 820 تک قلوی متولد شده بین ژانویه 2012 تا دسامبر 2014 را مورد بررسی قرار دادند. 656 نفر از این زاده‌ها حاصل باروری طبیعی و 164 نفر با کمک روش‌های کمک باروری متولد شده بودند.
نتایج این پژوهش که در مجله International Journal of Fertility and Sterility به چاپ رسیده است، نشان داد، از میان زاده‌های حاصل از لقاح طبیعی 40 نفر (4.4 درصد) و از میان متولدین با کمک روش‌های کمک باروری 14 نفر (8.3 درصد) دچار نقایص جدی مادرزادی بودند.
این یافته نشان می‌دهد احتمال بروز نقایص مادرزادی در تک قلو‌های متولد شد با کمک روش‌های کمک باروری بیشتر است. نقایص قلبی مادرزادی، نقایص تکوینی ران و نقایص دستگاه ادراری-تناسلی بیشترین نقایص جدی گزارش شده در این زاده‌هاست.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 55 - 63 از 488
fa Persian | English en

منوي اصلي

پیوندها