Skip to content

پژوهشگاه رويان

  Home arrow صفحه اصلی arrow بلاگ
کارگروه حفظ باروری در سرطان چاپ ارسال به دوست

توانایی حفظ باروری در بیماران سرطانی Oncofertility
امروزه با پيشرفت هايي كه در زمينه درمان سرطان صورت گرفته، امكان درمان موفق افراد مبتلا به سرطان افزايش يافته است؛ بنابراين حفظ كيفيت زندگي اين افراد پس از درمان، اهميت زيادي دارد. یکی از مسائل مهم در رابطه با افراد جوان مبتلا به سرطان، حفظ قدرت باروري آنهاست. این فرایند با نام Oncofertility شناخته می‌شود. برنامه حفظ توانایی باروری در بیماران سرطانی با مشارکت اعضای تیم تخصصی پزشکی از جمله متخصصان زنان ، مردان، سرطان ، جنین شناس، روانپزشک، روانشناس و نیز پژوهشگران و دانشجویان مرتبط در پژوهشکده پزشکی علوم تولید مثل رویان با هدف دستیابی به تولد نوزاد سالم در بیماران مبتلا به سرطان بیش از یک دهه سابقه دارد. اهمیت موضوع منجر به تشکیل «کارگروه حفظ باروری در بیماران سرطانی» در سال 1396در پژوهشگاه رویان شد.
این کارگروه به منظور حفظ توانایی باروری در مردان و زنان بالغ و دختران و پسران نابالغ، از جدیدترین و به روز ترین روش های دنیا در زمینه حفظ توانایی باروری شامل جابجایی تخمدان، انجماد تخمک، جنین، اسپرم، بافت بیضه و تخمدان بهره می‌گیرد. همچنین جهت بروز رسانی روش‌های درمانی، انجام طرح های تحقیقاتی مرتبط را در راستای اهداف خود قرار داده است. امید میرود با همکاری متخصصین سراسر کشور در اطلاع رسانی به بیماران و نیز مشارکت در مباحث علمی این کارگروه، به مسیر خود ادامه دهد.

بررسی عوامل موثر در موفقیت یا شکست چرخه‌های درمان نابا چاپ ارسال به دوست

بررسی عوامل موثر در موفقیت یا شکست چرخه‌های درمان ناباروری

زنانی که از روش‌های کمک باروری استفاده می‌کنند، تا تولد نوزاد زنده باید از چند مرحله با موفقیت عبور کنند؛ حاملگی شیمیایی، حاملگی بالینی، نداشتن سقط و در نهایت زایمان. عوامل موثر بر هریک از این مراحل می‌تواند منجر به موفقیت یا شکست درمان شود. به منظور آگاهی از عوامل موثر بر یک چرخه درمانی، آزاده قاهری، دکتر راسخی، دکتر سامانی و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن، 996 چرخه درمانی در 511 زن دریافت‌کننده درمان کمک باروری مورد بررسی قرار گرفت. عوامل بررسی شده در این پژوهش عبارت بود از: سن زنان، نوع سیکل درمانی، تعداد جنین انتقال یافته و سندرم تخمدان پرکیست. در این مطالعه از روش معادلات برآوردی تعمیم یافته برای گزارش نسبت خطر موفقیت در هر مرحله از چرخه درمانی، با بازه‌ی اطمینان 95 درصد استفاده شد. روش معادلات برآوردی تعمیم یافته وزنی شده نیز برای تعدیل اثر اندازه خوشه آگاهی بخش مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی IJFS به چاپ رسیده است، نشان داد، انتقال جنین فریز شده نسبت به جنین تازه در مرحله بارداری شیمیایی با موفقیت بیشتری همراه است، اما چرخه‌های درمانی با جنین انتقالی تازه در مرحله حاملگی بالینی موفق‌تر هستند. همچنین نشان داده شد، زنانی که در بازه سنی 38 تا 40 سال قرار دارند نسبت به زنان زیر 35 سال، شانس کمتری در موفقیت سیکل درمانی دارند.

بررسی اثر پیوگلیتازون بر سلول‌های پیش‌ساز الیگودندرو چاپ ارسال به دوست

بررسی اثر پیوگلیتازون بر سلول‌های پیش‌ساز الیگودندروسیتی در شرایط التهاب

سلول‌های پیش‌ساز الیگودندروسیتی (OPCs) مدل‌های سلولی مناسبی برای بررسی بیمارای‌های نورودژنراتیو (بیماری‌هایی که با تخریب تدریجی سلول‌های سیستم عصبی ایجاد می‌شوند) به شمار می‌روند؛ به وسیله این سلول‌ها می‌توان اثر دارویی کوچک مولکول‌ها را در بهبود بیماری‌های نورودژنراتیو، مورد مطالعه قرار داد.
به منظور بررسی اثر درمانی پیوگلیتازون (pioglitazone) که آگونیست یک گیرنده هسته‌ای مهم در زمان التهاب است، بر بیماری‌های نورودژنراتیو، مریم پیمانی، دکتر کامران قائدی، دکتر نصر اصفهانی، دکتر حسین بهاروند و همکارانشان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد، دانشگاه اصفهان و پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن، سلول‌های پیش‌ساز الیگودندروسیتی حاصل از تمایز سلول‌های بنیادی جنینی انسان در معرض غلظت‌های مختلف پیوگلیتازون قرار گرفتند. سپس این سلول‌ها در شرایط التهاب قرار داده شدند و پاسخ آنان به این شرایط بررسی شد.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی cellular & Molecular Neurobiology به چاپ رسیده است، نشان داد، پیوگلیتازون اثر التهاب را کاهش داده و منجر به زنده ماندن سلول‌های پیش‌ساز الیگودندروسیتی شده است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد پیوگلیتازون تولید نیتریک اکساید را کاهش داده است. علاوه بر این، پیوگلیتازون مرگ سلولی را از طریق مهار آپاپتوز (مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی) و تنظیم نشانگر‌های چرخه سلولی نیز کاهش داده بود.
نتایج این پژوهش نشان داد، می‌توان پیوگلیتازون را به عنوان یک داروی بالقوه برای مهار مرگ الیگودندروسیت‌ها در بیماری‌های نورودژنراتیو مطرح کرد. پژوهش‌های بیشتر و آزمایشهای بالینی برای اثبات درستی این ادعا ضروری است.

تولید قلب تپنده از سلول‌های پیش‌ساز قلبی-عروقی بر بست چاپ ارسال به دوست

تولید قلب تپنده از سلول‌های پیش‌ساز قلبی-عروقی بر بستر قلب سلول‌زدایی شده موش صحرایی

قلب یکی از ارگان‌های حیاتی بدن است؛ سالانه شمار قابل توجهی از مبتلایان به ضایعات قلبی به علت کمبود اهدا‌کننده جان خود را از دست می‌دهند. یکی از راه‌های غلبه بر این کمبود، استفاده از سلول‌های پیش‌ساز قلبی-عروقی حاصل از تمایز سلول‌های بنیادی جنینی بر یک بستر طبیعی، مانند یک قلب سلول زدایی شده، است. تا‌کنون تلاش‌های بسیاری در این خصوص صورت گرفته است. به منظور بهبود شرایط، دکتر ساره رجبی، دکتر سارا پهلوان، دکتر ناصر اقدمی و همکارانشان در پژوهشگاه رویان و پژوهشگاه ماکس پلانک آلمان پژوهشی را طراحی کردند که طی آن قلب سلول‌زدایی شده موش صحرایی به وسیله سلول‌های پیش‌ساز قلبی-عروقی حاصل از تمایز سلول‌های بنیادی جنینی مجددا به تپش در آمد. در این پژوهش سلول‌های بنیادی جنینی انسان در مقیاس زیاد و در بیوراکتور کشت و تمایز داده شدند و به صورت مرحله به مرحله (60 میلیون سلول در 3 مرحله، 20 میلیون سلولی با فواصل 5/1 ساعته) به قلب سلول‌زدایی شد موش صحرایی که عامل رشد فیبروبلاستی با روش‌های زیست مهندسی بر سطوح مختلف آن متصل شده بود، انتقال یافتند.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌‌المللی و معتبر Biomaterials به چاپ رسیده است، نشان داد، با این روش بقا و تمایز سلول‌های پیش‌ساز قلبی-عروقی به سلول‌های قلبی، عضله صاف و سلول‌های اندوتلیالی (سلول‌های پوشاننده سطح عروق) بهبود یافته و پس از گذشت 12 روز از انتقال سلولی تپش قلب در جهت صحیح آغاز شد.
این پژوهش با رفع مشکلات در تولید قلب زیست مهندسی شده، می‌تواند گام موثری در درمان بیماران قلبی به حساب آید.

بررسی عوارض جانبی استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی چاپ ارسال به دوست

بررسی عوارض جانبی استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی به همراه پلاکت لیز شده در درمان ناپیوستگی استخوان‌های بلند

ناپیوستگی (Nonunion) استخوان به شرایطی گفته می‌شود که دست کم 9 ماه از شکستگی استخوان گذشته باشد و طی 3 ماه هیچ نشانی از پیشرفت بهبودی در آن دیده نشود. پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند که استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی در درمان ناپیوستگی استخوان‌های بلند، عوارض ثانویه ایجاد نمی‌کند و بی‌خطر است. به منظور بررسی بی‌خطر بودن استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی به همراه پلاکت لیز شده، در درمان ناپیوستگی استخوان‌های بلند، دکتر ناصر اقدمی، دکتر نرگس لبیب‌زاده، دکتر محسن عمادالدین و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن، پس از بررسی 18 بیمار مبتلا به ناپیوستگی استخوان بلند، 7 بیمار، دارای شرایط مناسب، توسط جراح ارتوپد انتخاب شدند. به هر یک از این بیماران، در محل شکستگی، 20 میلیون سلول بنیادی مزانشیمی به همراه پلاکت لیز شده پیوند زده شد. به منظور بررسی وضعیت بیماران 1،
3، 6 و 12 ماه پس از پیوند، از موضع شکستگی تصویر X-rays گرفته شد. در این بازه زمانی، بروز عوارض جانبی ممکن نیز بررسی
گردید.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی یاخته (Cell journal) به چاپ رسیده است، نشان داد، استفاده از سلول‌های بنیادی
مزانشیمی در کنار پلاکت‌های لیز شده بی‌خطر است و پس از گذشت 12 ماه عوارض ثانویه‌ ایجاد نمی‌کند. همچنین از 7 بیمار
دریافت کننده پیوند، 4 نفر بهبود یافتند.
نتایج این پژوهش نشان می‌دهد استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی در کنار پلاکت لیز شده برای درمان ناپیوستگی استخوان
های بلند بی‌خطر است و پس از بررسی بیشتر می‌تواند به صورت بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 73 - 81 از 506
fa Persian | English en

منوي اصلي

پیوندها