Skip to content

پژوهشگاه رويان

  Home arrow پژوهش arrow پژوهش‌هاي منتشر شده
پژوهش‌هاي منتشر شده
تولید شبه بافت تولید کننده انسولین در شرایط آزمایشگاهی چاپ ارسال به دوست
1397/08/21 ساعت 17:03:15

تولید شبه بافت تولید کننده انسولین در شرایط آزمایشگاهی

دیابت نوع یک، اختلالی در سیستم ایمنی است که با تخریب سلول‌های موجود در جزایر لانگرهانس لوزالمعده، منجر به کاهش ترشح انسولین و بالا رفتن قند خون می‌شود. با وجود تجویز انسولین، تنظیم دقیق قند خون در بیماران امکان‌پذیر ننیست‌و در دراز مدت عوارضی مانند مشکلات قلبی عروقی، اختلالات کلیوی، مشکلات بینایی، زخم در پا و... ایجاد می‌شود که در مواردی جان بیمار را تهدید می‌کند. برای غلبه بر این مشکل، جدا کردن جزایر لانگرهانس از بیماران مرگ مغزی و پیوند آن به بیماران دیابتی به‌عنوان روش درمانی پیشنهاد و انجام شد، اما کمبود اهدا کننده مانع از گسترش و همه گیر شدن این روش درمانی شده است. تولید سلول‌های انسولین‌ساز در شرایط آزمایشگاهی می تواند کمبود اهدا کننده را جبران کند، امکان همه‌گیر شدن این درمان را فراهم سازد، اما تولید سلول انسولین ساز دارای عملکرد در شرایط آزمایشگاهی دشوار و پرهزینه است و پیوند آنان نیز با مشکلاتی مانند تأمین اکسیژن کافی روبه روست.
به منظور غلبه بر این مشکل دکتر حسین بهاروند، دکتر یاسر تهمتنی، آناهیتا سلطانیان و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، در پژوهشی سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی را به سلول‌های پیش‌ساز پانکراس، سلول‌های مزانشیمی و سلول‌های اندوتلیالی تمایز دادند. سپس این سه رده سلولی را در شرایط خاص و با نسبت مشخص در کنار هم کشت دادند. سه رده سلولی به صورت خود‌به‌خودی سازمان یافته شکل سه بعدی و منسجمی یافتند. سپس این شبه بافت‌های تولید شده در شرایط آزمایشگاهی به حیوان مدل پیوند زده شد تا توان ایجاد عروق و تولید انسولین توسط آنان بررسی گردد.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی Cellular Physiology به چاپ رسیده است، نشان داد، شبه بافت‌ها در بدن حیوان مدل تمایز می‌یابد، دارای عروق خونی می‌شود و انسولین انسانی تولید و ترشح می‌کنند.
این پژوهش نشان می دهد امکان تولید شبه بافت تولید کننده انسولین در بازه زمانی کوتاه و با هزینه مناسب در شرایط آزمایشگاهی وجود دارد و با پژوهش های بیشتر می توان از این روش در درمان مبتلایان به دیابت استفاده کرد.

آیا در بیماران مبتلا به سقط مکرر استفاده از روش تشخیصی چاپ ارسال به دوست
1397/08/21 ساعت 17:02:39

آیا در بیماران مبتلا به سقط مکرر استفاده از روش تشخیصی هیستروسکوپی لازم است؟

روش‌های تشخیصی متنوعی در علوم پزشکی وجود دارد. یکی از این روش های تشخیصی سونوگرافی است، که به خصوص در روند تشخیص و درمان ناباروری و پایش باروری مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از روش‌های سونوگرافی که در زنان استفاده می‌شود، سونوگرافی واژینال است. در این نوع سونوگرافی تمامی اعضای تناسلی زنان مانند رحم، تخمدان، گردن رحم و واژن مشاهد شده و مورد بررسی قرار می‌گیرند. انجام این آزمایش بی‌خطر است و جزء روش‌های غیر تهاجمی محسوب می‌شود. روش تشخیصی دیگری که با سونوگرافی واژینال قابل مقایسه است و یک عمل جراحی با حداقل آسیب به شمار می رود، هیستروسکوپی است، در این روش پزشک یک دوربین بسیار کوچک را از طریق واژن وارد رحم کرده و ناهنجاری‌ها و مشکلات رحم را به‌وسیله آن مشاهده می‌کند.
به منظور مقایسه قدرت تشخیصی سونوگرافی واژینال دوبعدی و هیستروسکوپی برای ارزیابی ناهنجاری‌های رحمی در بیمارانی با شکست مکرر لانه گزینی یا از دست دادن مکرر حاملگی، دکتر مرضیه شیوا، دکتر فیروزه احمدی، آرزو اعرابی پور و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن از دسامبر 2013 تا ژانویه 2015، برای 789 بیمار مراجعه کننده به پژوهشگاه رویان که دچار شکست مکرر لانه گزینی یا از دست دادن مکرر حاملگی بودند، سونوگرافی واژینال دوبعدی پیش از هیستروسکوپی انجام گرفت و نتایج حاصل از این دو روش تشخیصی با روش های آماری مقایسه گردید.
نتایج این پژوهش که در نشریه  International journal of fertility and sterilityبه چاپ رسیده است، نشان داد، در سونوگرافی واژینال دو بعدی 545 مورد (69 درصد) طبیعی و در 244 بیمار (31 درصد) ناهنجاری تشخیص داده شد که شامل 84 مورد (10.6 درصد) پولیپ آندومتر، 15 مورد (1.6درصد) فیبروئیدهای رحم، 10 مورد (1.3درصد) سندرم آشرمن، 9 مورد (1.1 درصد) هایپرتروفی اندومتری و 126 مورد (15.9 درصد) رحم آرکوئیت و دیواره دار بود. سونوگرافی واژینال دوبعدی و هیستروسکوپی در 163 مورد ناهنجاری را یکسان تشیخص دادند اما در سونوگرافی واژینال دوبعدی برخی 120 مورد پاتولوژیک را شناسایی نکرد(120 مورد).
در هیستروسکوپی میوم و فیبروم با دقت 100درصد تشخیص داده شد و تشخیص پولیپ اندومتر کمی کمتر بود، در حالی که در سونوگرافی واژینال دوبعدی قدرت و دقت تشخیص کمتر بود.
نتایج این پژوهش نشان داد، سونوگرافی واژینال دوبعدی در مقایسه با هیستروسکوپی، ویژگی بالا و حساسیت کمی برای تشخیص بیماری های رحمی در بیماران شکست مکرر لانه گزینی  یا از دست دادن مکرر حاملگی دارد؛ بنا بر این لازم است هیستروسکوپی به عنوان یک روش تشخیصی قبل از درمان در این در نظر گرفته شود.

ساخت یک مدل آزمایشگاهی ساده برای بررسی معده و اثر هلیکو چاپ ارسال به دوست
1397/08/21 ساعت 17:01:34

ساخت یک مدل آزمایشگاهی ساده برای بررسی معده و اثر هلیکوباکترپایلوری بر روی آن

هلیکوباکترپایلوری (Helicobacter pylori) گونه‌ای باکتری است که می‌تواند وارد بدن شود و دستگاه گوارش را آلوده سازد. با گذر زمان حضور این باکتری می‌تواند منجر به زخم معده یا دوازدهه (اثنی عشر)، ریفلاکس یا در موارد حاد، حتی منجر به سرطان شود. با توجه به تعدد مبتلایان و عوارض بیماری، بررسی و یافتن راه‌های مناسب جهت درمان این آلودگی الزامی است.
تا‌کنون برای بررسی اثر این باکتری بر سلول‌های معده انسان، از سلول‌های سرطانی استفاده می‌شد که نامیرا هستند و کشت آنان آسان است. اما نتایج حاصل از این سلول‌ها برای سلول‌های سالم چندان قابل تعمیم نیست. به منظور ساخت مدل آزمایشگاهی مناسب و کم‌هزینه‌ای جهت مطالعه هلیکوباکترپایلوری، دکتر مرجان محمدی، دکتر حسین بهاروند، سمانه صابری و همکارانشان در پژوهشگاه رویان و انیستیتو پاستور ایران، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن نمونه‌های بافتی از نواحی بالایی، میانی و انتهایی معده داوطلبان برداشته شده، پس از اطمینان از عدم آلودگی به هلیکوباکترپایلوری روی سلول‌های فیبروبلاست انسانی یا در ظروف کشت پوشیده شده با کلاژن، کشت داده شدند. سپس ویژگی‌های سلول‌های گوارشی اولیه حاصل، با روش‌های مختلف آزمایشگاهی بررسی گردید، پس از آن، سلول‌ها به هلیکوباکترپایلوری آلوده شدند و مجددا ویژگی‌های آنان بررسی و با داده‌های حاصل از سلول‌های آلوده نشده مقایسه شد.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی Helicobacter به چاپ رسیده است، نشان می‌دهد، ایجاد و بقای طولانی (بیش از یک سال) سلول‌های حاصل از نمونه‌های معده، به میزان زیادی به سلول‌های فیبروبلاستی که بر آن کشت می‌شوند و غنای محیط کشت بستگی دارد. این سلول‌ها را می‌توان به دفعات پاساژ داد و قابل انجماد و نگهداری هستند. سلول‌های حاصل، ویژگی سلول‌های دستگاه گوارش را به خوبی نشان می‌دهند و می‌توان سلول‌های اپیتلیالی، معده‌ای و سلول‌های پیش‌ساز گوارشی را درمیان آنها شناسایی کرد. پس از آلودگی به هلیکوباکترپایلوری شکل ظاهری سلول های تغییر کرد، کشیده و بلند شدند و درون آنان واکوئل‌های (ریز کیسه)  متعددی شکل گرفت. همچنین تولید عوامل التهابی (سایتوکین ها) و پپسینوژن در سلول‌های آلوده نسبت به سلول‌های سالم افزایش یافت.
بر اساس نتایج این پژوهش، روشی ساده و کم‌هزینه برای ایجاد مدل معده پیشنهاد شد که علاوه بر بررسی اثر هلیکوباکترپایلوری در سایر پژوهش‌های مربوط به دستگاه گوارش نیز قابل استفاده است.

تولید سلول‌های کبدی از سلول‌های پرتوان انسانی با مقیا چاپ ارسال به دوست
1397/08/21 ساعت 17:00:52

تولید سلول‌های کبدی از سلول‌های پرتوان انسانی با مقیاس زیاد و هزینه مناسب

کبد یکی از اندام‌های مهم بدن به شمار می‌رود و بیماری‌ها و آسیب‌های آن بر کیفیت زندگی مبتلایان موثر است. یکی از راه‌های درمان اختلالات کبدی، سلول‌درمانی است. تولید سلول‌های کبدی از سلول‌های پرتوان انسانی نه تنها درمان اختلالات کبدی را ممکن می کند، بلکه امکان آزمایش دارو های جدید و مهندسی بافت را نیز فراهم می‌سازد. به منظور استفاده درمانی، تولید تعداد زیادی سلول تمایز یافته کبدی ضروری است، به همین دلیل تمایز این سلول‌ها در مقیاس زیاد و به شکل شناور انجام می‌گیرد؛ اما در این شرایط هزینه بالای تولید سلول‌ها و محدودیت انتشار عوامل رشد به داخل کره‌های سلولی، تولید سلول‌های کبدی از سلول‌های پرتوان را با اشکال مواجه می‌کند.
برای غلبه بر این مشکل، دکتر حسین بهاروند، دکتر مسعود وثوق، دکتر زینب حیدریان و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن، عوامل رشد ضروری برای تمایز سلول‌های پرتوان انسانی به سلول‌های کبدی، درون ریز‌ذره‌های تجزیه‌شونده قرار داده شد. سپس، هنگامی که سلول‌های پرتوان برای آغاز تمایز به شکل کره‌های سلولی در می‌آمدند، ریز‌ذره‌های حاوی عوامل رشد به محیط کشت سلول‌ها افزوده شدند؛ بدین ترتیب ریزذره‌های حاوی عوامل رشد درون کره‌های سلولی در حال تشکیل قرار گرفتند. ریزذره‌ها به نحوی ساخته شده بودند که با پیشرفت مراحل تمایز، در زمان مناسب، عوامل رشد محبوس درون خود را آزاد کرده به پیشرفت مراحل تمایز کمک کنند.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی و معتبر Biomaterials به چاپ رسیده است، نشان داد، بررسی محتوی ژنتیکی و پروتئینی سلول‌ها، تمایز آنان به سلول‌های کبدی را تأیید می‌کند. علاوه بر این، استفاده از این روش، مصرف عوامل رشد را ده برابر کاهش داده بود. به منظور اطمینان از تمایز درست سلول‌ها و عملکردی بودن آنان، سلول‌ها به حیوان مدل آزمایشگاهی که کبد آن تخریب شده بود پیوند زده شد. پس از بهبود عوارض پیوند بررسی‌ها نشان داد که سلول‌های پیوند شده در حال ترمیم کبد و بازگرداندن عملکرد آن هستند.
استفاده از این روش تمایزی نه تنها می تواند امکان سلول درمانی اختلالات کبدی را فراهم کند، بلکه برای بررسی دارو های جدید، ساخت مدل بیماری ها و زیست مهندسی بافت کبد نیز مفید خواهد بود.

آیا سلول های مزانشیمی حاصل از تمایز سلول‌های بنیادی پر چاپ ارسال به دوست
1397/08/21 ساعت 17:00:10

آیا سلول های مزانشیمی حاصل از تمایز سلول‌های بنیادی پرتوان در درمان بیماری‌های کبدی موثرند؟

سلول‌های مزانشیمی، سلول‌هایی دوکی شکل هستند که از بافت‌های گوناگون بدن مانند مغز استخوان و بافت چربی به‌دست می‌آیند و به اصطلاح چند‌توان (multipotent) هستند، یعنی توان تمایز به چند رده سلولی را دارند. یکی از روش‌های درمان اختلالات کبدی استفاده از سلول‌های مزانشیمی است. تصور بر این است که سلول‌های مزانشیمی با ترشح عوامل خاص یا آزاد کردن ویزیکل‌هایی (ریزکیسه) محتوی عوامل تأثیر‌گذار  به محیط خارج سلولی، منجر به کم شدن التهاب و بهبود عملکرد سلول‌های کبدی می‌شوند. در سال‌های اخیر استفاده از سلول‌های مزانشیمی حاصل از تمایز سلول های بنیادی پرتوان افزایش قابل توجهی داشته و نتایج امید بخشی از آن حاصل شده است. پرسشی در این بین مطرح می‌شود، آیا در سلول‌های مزانشیمی حاصل از تمایز سلول های پرتوان ویزیکل های ترشحی مشابه سلول‌های مزانشیمی برداشت شده از بدن است و این سلول ها اثری یکسان بر اختلالات کبدی دارند؟ به منظور پاسخ به این پرسش، دکتر حسین بهاروند، دکتر امیرعلی حمیدیه، دکتر سورا مردپور و همکارانشان در پژوهشگاه رویان و دانشگاه علوم پزشکی تهران، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن ویزیکل های ترشحی سلول‌های مزانشیمی حاصل از تمایز سلول‌های پرتوان با سلول های مزانشیمی حاصل از مغز استخوان و بافت چربی مقایسه شد؛ همچنین اثر این سلول‌ها بر کبد آسیب‌دیده حیوان مدل آزمایشگاهی بررسی گردید.
نتایج این پژوهش که در مجله بین‌المللی Cellular Physiology به چاپ رسیده است، نشان داد، سلول‌های مزانشیمی حاصل از تمایز سلول‌های پرتوان، به شکل معنی‌داری بیشتر از سلول‌های مزانشیمی مغز استخوان و چربی، تقسیم سلول‌های تک‌هسته‌ای پیرامون عروق را مهار می‌کنند. همچنین این سلول‌ها بیشتر از سلول‌های مزانشیمی مغز استخوان و چربی ترشح عوامل ضد‌التهاب را افزایش می‌دهند.
مقایسه نتایج در حیوانات مدل آزمایشگاهی که سروز در کبد آنان القا شده بود نشان داد، سلول‌های مزانشیمی حاصل از تمایز مانند سلول‌های مزانشیمی برداشت شده از بدن، باعث بهبود وضعیت بیماری و کاهش فیبروز و تراکم کلاژن و کاهش مرگ سلول‌های کبدی شدند.
نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، سلول های مزانشیمی حاصل از تمایز و ویزیکل‌های ترشحی آنان، مانند سایر سلول‌های مزانشیمی، می‌توانند به‌عنوان محصولی تجاری برای پژوهش و درمان در دسترس مصرف‌کنندگان قرار گیرند.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 1 - 10 از 232
fa Persian | English en

منوي اصلي