Skip to content

پژوهشگاه رويان

  صفحه اصلی arrow پژوهش arrow پژوهش‌هاي منتشر شده
پژوهش‌هاي منتشر شده
سلول‌های مزانشیمی و درمان مشکل جوش‌نخوردن استخوان‌ه چاپ ارسال به دوست
۲۱ بهمن ۱۳۹۵

سلول‌های مزانشیمی و درمان مشکل جوش‌نخوردن استخوان‌های بلند

جوش نخوردگی استخوان‌های بلند بدن یکی از مشکلاتی است که پس از سوانح برای صدمه دیدگان ایجاد می‌شود. در واقع اگر دست کم 9 ماه از سانحه گذشته باشد و برای بیش از 3 ماه هیچ اثری از بهبود در استخوان مشاهده نشود، فرد را دچار مشکل جوش‌نخوردگی خواهند دانست. از آنجا که بیشتر افراد درگیر سوانح از جمعیت جوان هستند و جوش‌نخوردگی استخوان‌های بلند مشکلات جدی در توانایی‌های حرکتی آنان ایجاد می‌کنند، یافتن راه حلی برای این مشکل حائز اهمیت خواهد بود. نشان داده شده است که سلول‌های بنیادی مزانشیمی بدون ایجاد خطر برای سلامتی فرد می‌توانند کاربرد‌های درمانی گسترده‌ای داشته باشند. به منظور یافتن راهی برای درمان جوش‌نخوردگی استخوان‌های بلند، دکتر ناصر اقدمی، دکتر اسلامی‌نژاد، مریم لبیب‌زاده، دکتر عمادالدین و همکارانشان در پژوهشگاه رویان، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن هفت بیمار مبتلا به جوش‌نخوردگی استخوان بلند هر یک 20 میلیون سلول مزانشیمی به همراه پلاکت در محل استخوان شکسته دریافت کردند. بهبود بیماران در بازه‌های زمانی 1، 3، 6 و 12 ماه به وسیله اشعه ایکس مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش که در مجله بین المللی یاخته Cell Journal به چاپ رسیده است نشان می‌دهد، در بازه زمانی 12 ماهه سلول‌های مزانشیمی هیچ اثر منفی بر سلامت افراد تحت آزمایش نداشتند. بر اساس داده‌های اشعه ایکس، 4 نفر از بیماران بهبود یافتند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد پیوند سلول‌های مزانشیمی برای درمان ضایعات استخوانی بی‌خطر است و اثر منفی بر سلامت بیماران ندارد.
آیا حضور TGFβ به عنوان یک سایتوکاین ضد التهاب برای تمایز چاپ ارسال به دوست
۲۱ بهمن ۱۳۹۵

 آیا حضور TGFβ به عنوان یک سایتوکاین ضد التهاب برای تمایز سلول‌های ایمنی ضد التهاب ضروری است؟

سیستم ایمنی بدن سلول‌های متعددی دارد؛ خانواده‌ای از این سلول‌ها، سلول‌های T نام دارند. یکی از این سلول‌های T،  T کمک کننده است. این سلول نقش مهمی در کنترل شرایط التهابی ایفا می‌کند. به نظر می‌رسد سلول‌های T کمک کننده 17 در محیط التهابی از پیش‌سازهای خود ایجاد می‌شوند. نقش یک سایتوکاین (گروهی از پروتئین‌های محلول در آب هستند که در پاسخ تحریکات مختلف از سلول‌ها ترشح می‌شوند و وظیفه انتقال پیام بین سلول‌ها را بر عهده دارند) ضد‌التهاب به نام عامل رشد تغییر شکل دهنده (TGFβ) در تمایز این سلول‌ها مورد بحث و تردید است. با توجه به اهمیت این سلول‌ها در التهاب و نقص‌های خود ایمنی یافتن نقش TGFβ در تمایز این سلول‌ها ارزشمند است. برای پاسخ به این سوال، آرش پورغلام‌نژاد، دکتر حسین بهاروند، دکتر ناصر اقدمی و دکتر سید محمود مؤذنی در پژوهشگاه رویان و دانشگاه تربیت مدرس پژوهشی را طراحی کردند که طی آن پیش‌ساز سلول‌های مورد نظر جدا و در شرایط آزمایشگاهی در معرض سایتوکاین‌های متعدد قرار گرفت تا مشخص شود کدام سایتوکاین یا ترکیب سایتوکاینی تمایز این سلول خاص را القا می‌کند. نتایج این پژوهش که در مجله بین المللی Journal of Immunotoxicology به چاپ رسید نشان می‌دهد، ترکیبی از سایتوکاین‌های پیش التهابی در غیاب TGFβ تمایز سلول‌های پیش‌ساز به T کمک کننده 17 را القا می‌کنند. این در حالی است که حضور TGFβ نقش بازدارندگی در تمایز به T کمک کننده 17 ایفا می‌کند. همچنین نشان داده شد مهار TGFβ در محیط کشت سلول‌های پیش‌ساز باعث بهبود شرایط تمایز به T کمک کننده 17  می‌شود. نتایج این پژوهش مشخص کرد که TGFβ در تولید سلول‌های T کمک کننده 17 نقش بازدارندگی دارد.
آیا ویتامین ث به کنترل سرطان کبد کمک می‌کند؟ چاپ ارسال به دوست
۲۱ بهمن ۱۳۹۵

آیا ویتامین ث به کنترل سرطان کبد کمک می‌کند؟

یکی از داروهای ضد سرطان آزاسیتیدین (5-AZA) است که فعالیت ژنوم (ماده ژنتیک) سلول‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در سلول‌های کبدی، این دارو باعث فعال شدن پروتئینی می‌شود که متیل‌زدایی از ماده ژنتیکی سلول را القا کرده و سرطان کبد را مهار می‌کند. از آنجا که ویتامین ث نیز اثر مشابهی بر سلول‌های کبدی دارد، دکتر بهاروند، سارا سجادیان، مارک روز و همکارانشان در پژوهشگاه رویان و دانشگاه ابرهارد کاردز سوئیس، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن اثر آزاسیتیدین و ویتامین ث به طور مستقل و هم‌زمان بر سلول‌های سرطان کبد مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج این پژوهش که در مجله بین المللی Clinical Epigenetics به چاپ رسیده، نشان می‌دهد: در سلول‌های سرطانی کبد، ویتامین ث اثر ضد تکثیر و القا‌کننده مرگ داروی آزوسیتیدین را افزایش می‌دهد. همچنین در این پژوهش برای نخستین بار نشان داده شد، استفاده همزمان از ویتامین ث و آزوسیتیدین باعث کاهش بیان ژن Snail در سلول‌های سرطانی کبد می‌شود. از آنجا که این ژن نقش کلیدی در توان حرکت سلول از محل استقرار آن به محل دیگر دارد، کاهش بیان آن منجر به کاهش امکان متازتاز سلول‌های سرطانی می‌شود (به انتشار سرطان از یک بافت به بافت‌های مجاور متاستاز می‌گویند).
با توجه به یافته‌های این پژوهش، به نظر می‌رسد استفاده هم‌زمان از آزوسیتیدین و ویتامین ث می‌تواند اثر بهتری در مهار سرطان کبد داشته باشد.
تولید سلول‌های سازنده غلاف عصبی به روش دگرتمایزی چاپ ارسال به دوست
۲۱ بهمن ۱۳۹۵

 تولید سلول‌های سازنده غلاف عصبی به روش دگرتمایزی


یکی از بیماری‌های دستگاه عصبی که به علت تخریب غلاف میلینی اعصاب روی می‌دهد ام اس (مالتیپل اسکلروزیس) است. این بیماری در توانایی بخش‌هایی از سیستم عصبی که نقش برقراری ارتباط دارند اختلال ایجاد می‌کند و مسبب عوارض جسمی متعددی مانند دو‌بینی و اختلالات حرکتی است. متخصصان پزشکی بازساختی در تلاش هستند با تولید سلول‌های سازنده غلاف عصبی، درمانی برای این بیماری بیابند. یکی از روش‌های تغییر کارکرد سلول‌ها، دگرتمایزی است. در این روش یک سلول تمایز یافته به کمک یک یا چند ژن یا پروتئین به سلول تمایز‌یافته دیگری تبدیل می‌شود. اخیراً رشته‌های RNA کوچکی توسط پژوهشگران شناسایی شده‌اند که نقش مهمی در سرنوشت و کارکرد سلول‌ها دارند و miR نامیده می‌شوند. یکی از این رشته‌های کوچک miR302/367 است که نشان داده شده در دگر تمایزی آستوسیت‌ها (سلول‌های گلیالی هستند که به کارکرد سلول‌های عصبی کمک می‌کنند) به سلول‌های عصبی می‌شوند. به منظور یافتن راهی برای درمان ام.اس، دکتر بهاروند، دکتر جوان، مریم قاسمی و همکارانشان در پژوهشگاه رویان و دانشگاه تربیت مدرس از miR302/367 و والپروآت (از دارو‌های ضد تشنج) برای دگرتمایزی آستروسیت‌ها به سلول‌های میلین‌ساز استفاده کردند. نتایج این پژوهش که در نشریه بین المللی Tissue engineering & regenerative medicine به چاپ رسیده، نشان داد: سلول‌های حاصل در حیوان مدل آزمایشگاهی باعث بهبود وضعیت حرکتی شدند، همچنین بهبود وضعیت غلاف میلین سلول‌های آسیب دیده با رنگامیزی پروتئین‌های آن قابل تشخیص بود.
نتایج این پژوهش نشان داد، این روش دگر تمایزی می‌تواند کارکرد مغز را در افراد مبتلا به آسیب غلاف عصبی بهبود بخشد و پس از بررسی‌های بالینی بیشتر امیدهایی را در درمان این دست بیماری‌ها ایجاد کند.
آیا سلول‌های بنیادی برداشت شده از نواحی مختلف دندان م چاپ ارسال به دوست
۲۱ بهمن ۱۳۹۵

 آیا سلول‌های بنیادی برداشت شده از نواحی مختلف دندان متفاوتند؟

پالپ دندان و بافت‌های پیرامون آن یکی از منابع مورد توجه برای سلول‌های بنیادی مزانشیمی هستند. با توجه به نقش مهم سلول‌های بنیادی مزانشیمی در پزشکی بازساختی و مهندسی بافت، شناخت و ارزیابی درست منابع این سلول‌ها اهمیت فراوانی دارد. مسیرهای مولکولی که در تکوین و تمایز بافت‌های مختلف دندانی دخیل هستند به درستی شناخته نشده‌اند و کیفیت مزانشیم به‌دست آمده از بافت‌های مختلف دندان ارزیابی نشده است. به منظور بهبود میزان آگاهی از کیفیت این سلول‌ها دکتر باغبان اسلامی‌نژاد، دکتر شریفی زارچی و دکتر راضیه کرم‌زاده در پژوهشگاه رویان و دانشگاه تهران، پژوهشی را طراحی کردند که طی آن میزان بیان عوامل پرتوانی و عوامل ایمونولوژیک در سلول‌های بنیادی برداشت شده از پالپ دندان انسان و سلول‌های بنیادی برداشت شده از فولیکول دندان انسان ارزیابی و با میزان بیان این عوامل در سلول‌های بنیادی جنینی انسان مقایسه شد. بدین منظور میزان بیان ژن‌های پرتوانی و ایمونولوژیک و حضور پروتئین‌های مربوط به این عوامل در سلول‌های مورد آزمایش ارزیابی و بررسی گردید. نتایج این پژوهش که در نشریه بین‌المللی یاخته (Cell Journal) به چاپ رسیده است نشان داد، عوامل پرتوانی (OCT4, SOX2) و عوامل ایمونولوژیک (IL-6, TLR4) در سلول‌های برداشت شده از فولیکول دندان انسان بیان بیشتری دارند اما عواملی مانند JAGGED-1, C-MYC, NESTIN در سلول‌های برداشت شده از پالپ بیان بیشتری داشتند. این درحالی بود که محل قرار گیری پروتئین‌ها در سلول‌های مورد آزمایش توزیع یکسانی داشت و مراحل چرخه سلولی در سلول‌ها به شکل یکسانی طی می‌شد.
نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، سلول‌های بنیادی برداشت شده از نواحی مختلف دندان ویژگی‌ها و رفتارهای متفاوتی دارند و برای کاربرد‌های بالینی لازم است پاسخ درمانی این سلول‌ها در شرایط بالینی مختلف ارزیابی و بهترین سلول انتخاب گردد.
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 1 - 10 از 153
fa Persian | English en

منوي اصلي